به گزارش سراج24،آوینی فیلم نوشت؛فیلم ها در خود نشان فهم و رسیدن دارند و در مخاطب نشانه هایی ثمربخش در روح و روان باقی می گذارند. علائمی که در عین این که می تواند موجب نشاط، سرگرمی و افزایش دانایی و منش رفتاری در مخاطب شود، از سویی دیگر می تواند بیننده را به کوچه ای بن بست زده رهسپار نماید! و این کوچه بدنامی در عین دورماندن بیننده از ارزش های انسانی باعث شرمسازی بر قامت انسانی معتقد و با حیا و وجود فضایی خارج از قواعدی خانواده مدار می گردد. فیلم «کوچه بی نام» ساخته هاتف علیمردانی که در جشنواره فیلم فجر سال گذشته به نمایش درآمد، از چنین محیط تاسف باری برخوردار است. فیلمی که می خواهد داستانی تازه بیافریند، اما تازگی اش چنان دور از بافت انسانی و باور فرهنگی این سرزمین است که موجبات دوری خانواده های ایرانی را برای تماشا فراهم خواهد ساخت.
در سینما ایجاد تجربیات جدید در بافت اثر و فضا سازی و نوآوری در ایده اولیه می تواند رویه ای مطلوب باشد، اما این تابع اصل اساسی تبعیت از چارچوبی اخلاقی است وگرنه هر گونه داستانی را همانند سینمای هنجارشکن غربی نمی توان به چرخه تولید و عرضه در این کشور درآورد. مساله مهمی که گاه با اعطای مجوزهای بی اساس برای ساخت و نمایش از سوی وزارت ارشاد رخ داده و سوال این جا است که آثاری غیراخلاقی چون «کوچه بی نام» و «خانه دختر» بر چه اساسی مورد تائید قرار می گیرند و آیا در این روزها که خبر اکران فیلم مبهم و پرسش برانگیز «کوچه بی نام» به گوش می رسد، باید باز هم شاهد فضایی لجام گسیخته در اکران باشیم؟ این در حالی است که بسیاری از آثار ارزشی و قابل قبول در سینمای ایران همچنان در پشت خط اکران باقی مانده اند و وضعیت نمایش آن ها در سینما مشخص نیست.
فیلم «کوچه بی نام» ساخته هاتف علیمردانی است که در همین چند ماه پیش فیلم تین ایجری و بی تعادلی چون «مردن به وقت شهریور» را به اکران درآورده بود. فیلمی که بارها از شبکه های ماهواره ای به تبلیغ در آمده بود! و از این طریق هم فروش نسبتا بالایی یافت. تهیه کننده فیلم «کوچه بی نام» هم منصور لشگری قوچانی بوده که تا 2 سال پیش برای اهالی سینما ناشناخته بود و با تهیه فیلم های مصطفی کیایی چون «خط ویژه» و «عصر یخبندان» که نشانه هایی از اضمحلال افراد و بحث خیانت در خانواده ها را به شکلی علنی دامن می زد، به صدر اخبار سینمایی متصل شد. به هر روی اخبار واصله نشانه هایی از اکران فیلم «کوچه بی نام» در آینده نزدیک می دهد و البته این مساله دردناک می تواند هشداری به مسئولان سینمایی باشد که چگونه فیلمی را که به نحوی غیرمستقیم و در لفافه نسبت به مسائل شرع و عرف دهن کجی می کند قرار است به تماشای خانواده های معتقد و متعصب ایرانی درآورند؟! «کوچه بینام» داستان دو خانواده در کوچه ای است که از قرار معلوم و به شکلی طعنه وار، نام شهیدی به خود گرفته است و در این کوچه دختر خانواده به شکلی پنهانی با مردی متاهل قرارهای عاشقانه می گذارد! و خانواده هم در رویه ای کاملا منفعل با بی حرمتی ها مدارا می کنند، به نحوی که حاج مهدی، پدر خانواده که معتمد محله می باشد، راه را در تعامل در درون خانواده میداند اما این تمام ماجرا نیست و نکته تاسف برانگیز در انتهای داستان رخ می دهد که دختر و پسر خاطرخواه، برادر و خواهر ناتنی هم قلمداد می شوند و این راز عیان شده در خانواده ای به ظاهر سنتی و در محله ای با بافت جنوب شهری رخ می دهد تا تعادل خانواده های اصیل در این باور داستانی به خدشه در آید!
فیلم به نحوی غیرمستقیم سعی کرده تا خانواده های مذهبی را دارای سابقه ای مبهم و بی توجه به فرزندان خود نشان دهد و در چند مورد کنایه ها و طعنه هایی به افراد متدین و مذهبی زده می شود و حتی اینگونه القا می شود که پدر و مادر مذهبی این خانواده در گذشته چندان مقید نبوده اند، مثلا در جایی از فیلم، حدیثه، دختر خانواده از مادرش می پرسد: "تو تا حالا عاشق شدی؟" و وقتی با واکنش مادر مواجه می شود می گوید: "پس چرا هر وقت اسم پسرخاله مسعود می آید تو گریه می کنی؟" این نوع رفتارهای خدشه برانگیز بر سیمای افراد متدین و وضعیت افسارگسیخته در وجود روابط پنهانی و خلاف اخلاق گرایی، این سوال را مطرح می سازد که دلیل تولید و عرضه چنین اثری در سینمایی که می خواست اسلامی و ایرانی باشد، چیست؟
مرتضی اسماعیل دوست



